این وبلاگ بچه هامه سارا و امیر...دوقولوها....من و بابای براشون مینویسیم همیشه تا وقتی بزرگ بشن بخوننش و لذت ببرن...انشالله زودتر ببینمشون...دلم براشون تنگ شده خیلییییییییییییییییی زیاد...الهی مامان و بابا فداتون بشن...
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
سلام مامان جون حالتون خوبه؟دلم خیلی برا دیدنتون تنگه...مامانی دیشب وقت نکرد بیام براتون قصه شب بخونم اخه دیر برگشتم خونه...البته تو دانشگاه دیر کردم و وقتی برگشتم خونه خیلی خسته بودم برا همین مثل مرده گرفتم خوابیدم...انشالله امروز شب براتون مینویسم...الان کلاسم زودرت تموم شد برا همین امدم بهتون سری بزنم و به بابایی سلامی بکنم و برم نمازم رو بخونم و بعد میرم کلاس بعدی...به امید دیدار ...همتون رو دوست دارم...